سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
110
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
را طرح نموده و حكم را ترك كند و اگر از روى قطع و جزم شهادتى دادند كه با ادعاى مدعى مطابق بود و از طرفى عدالتشان هم نزد وى محرز و مسلّم شناخته شد بر طبق آن حكم نمايد چنانچه گفته شد ولى اگر آنها را فاسق دانست همانطورى كه مرحوم مصنف فرمود قاضى حكم را ترك كند و احتياجى نيست كه از مدعى طلب تزكيه و تعديل جهت شهود كند زيرا بر فرضى دو نفر شهود ايشان را تعديل و تزكيه كنند خود قاضى آنها را فاسق مىداند و در محلّش مقرر است كه در مقام تعارض بين تعديل و تفسيق يا تزكيه و جرح ، جرح بر تزكيه و بعبارت ديگر جارح بر مزكى و معدّل مقدم مىباشد . و اگر شهود از نظر فسق و عدالت مجهول الحال بودند در اينجا حاكم از مدعى طلب تزكيه و تعديل ايشان را بنمايد پس اگر مدعى توانست بوسيله اقامه دو شاهد عادل بر هركدام از شهودش كه به موجبات عدالت و مسقطات آن عارف هستند آنها را تعديل و تزكيه كند پس عدالتشان ثابت مىگردد . قوله : و ان احضرها : ضمير فاعلى بمدعى و مفعول به بيّنه راجع است . قوله : سوءالها و الحكم : يعنى بعد از اينكه مدعى از قاضى سوال شهود و حكم وى را درخواست و التماس نمود . قوله : ثمّ لا يقول لهما : ضمير فاعلى در [ يقول ] به حاكم و ضمير تثنيه در [ لهما ] بشاهدين راجع است . قوله : طرح قولهما : يعنى قاضى قول شاهدين را طرح نمايد .